1. ما امروز امر فرمودهایم نوازندگان بنوازند. امر میفرماییم خوانندگان این سطور نیز بخوانند، تا همگی با هم حظیوافر برده و رهسپار بهشت یزدان همیگردیم.*
2. در یومین** گذشته، “قدری” شیرینی تناول فرمودهایم و دندان پدرسوختهمان را المی*** بس شگرف فرا گرفتهاست. “قدری” را در متون قدیمی به اندازهی یکجعبه گزسکه برآورد نمودهاند. بارداران دلشان نخواهد، حسودان در اندیشه نشوند، دوستان شماتت نفرمایند که فربه شدهایم، عباسآقا قلب نازنینشان متبلور نگردد که جعبهی پریروز خالی گردیدهاست و قس علی هذا.
3. نوشیدن چای را نیز تقلیل بدادهایم به چهارلیوان در روز. قبل از این خدا به چایکاران خطهی سرسبز شمال برکتدهاد، چای مینوشیدیم، نوشیدنی.
4. آقاکچل سلام میرساند و ملتزم رکاب است. از برای تولد وی همگی با هم خلعتی**** ابتیاع فرموده و به وی ارزانیداشتیم، تا به سرش همیافتد که جامههای خود را گاهی و ماهی و سالی یکبار تعویضنموده و خلقی را خشنودسازد، چونان که در کوسها بدمند و در کویها پایکوبند و هلهله و شادی همهجا را فراگیرد، انشااللهتعالا.
5. دیروز که رعایایما از برایما پودر ماشینجامهشویی را ابتیاع نمودند، به آنان التفاتیفرموده و آنان را همیبنواختیم و به لقب پدرسوختهشان ملقب فرمودیم. زین پس، به جای لگن و صابون و چوبک، امر میفرماییم که ماشین جامهشوییمان جامهها را پاکیزهگرداند و بسی خشنودیم که بر سر رعایای خود منتنهاده و آنان را با تقنولوجی***** آشنافرمودیم.
——————————————————————————————–
فرهنگلغت مهربان و خوشرو:
*: به علت همگونی نوازندگی نوازندگان و خوانندگی خوانندگان، احتمالن آن آواز بر گوش هرکسی که برسد، وی به سماع درآمده و پس از تلاشی بیوقفه برای نفسکشیدن مرده میگردد.
**: دوروز گذشته.
***: ارسال علایمی عصبی بهمغز بههنگام درد. زهر. خناق! بیتربیت! بیادب! بذار بابات شب بیاد تکلیفمو با تو روشن میکنم!
****: پلووری رنگارنگ. متناسب با سن چهل و پنجسالگی منهای بیست!
*****: تکنولوژی. کارهای عجیب و غریب وغیرلازمی مانند شستن ظرف و لباس با ماشینآلات صنعتی و پیمودن راه با مرکبهایی عجیبالخلقه و مکش شوخ از کف خانه توسط دستگاهی بدصدا و از این قبیل قرتیبازیها.