با اقتباس از این پست رها: (http://bimokhatab.blogfa.com/post-276.aspx -لینک کردن وردپرس خراب شده!)
1. جواب سلام ندهید. درحالیکه دارید روی کاغذ خود با جدیت پروژههای جدید ناسا را امضا میکنید و بدون آنکه سربلند کنید با تکانسر بفرمایید:”اوم.”
2. وقتی راه میروید و همهی کارمندان تند تند به شما عرض ارادت و سلام دارند، کار شما راحتتر است. هر سهتا درمیان را جواببدهید. آنهم در حالیکه دارید روی شانهی کتتان را میتکانید و یا به سقف نگاهمیکنید و یا تازه متوجه شدهاید که کفش مشکیتان را عیالتان امروز واکس نزدهاست.
3. در جلسات تا وقتیکه نوبت صحبت شما نرسیدهاست، اخم کنید، سررسید شیک خود را خطخطی کنید و در آن بعضی از کلمات جستهگریختهی صحبتهای دیگران را به صورت کاملن بیربط بنویسید.
4. وقتی نوبت صحبت شما رسید، یاد مادربزرگ خدابیامرزتان بیفتید که در حیاط رخت میشست و روی بند پهن میکرد. همه را بشویید. روی بند هم پهن نکردید نکردید، خودشان انشالله خشک میشوند.
5. از کلماتی مانند: قسعلیهذا، هکذا، علیرغم، ترتیبی اتخاذ فرمایید، هامش، مقتضی، انشالله، التماسدعا دارند، ذیل، مراتب، جهت، دعاگو خواهندبود، لذا، احترامن، استحضار و غیره در نامههاتان استفادهفرمایید.
6. از احادیثی مانند الاعمال بالنیات، خیرالامور اوسطها، اطلبالعلم من المهد الی اللحد و … در صحبتهاتان استفادهکنید و زیاد خاطرمبارک را مکدر مرتبطبودنشان به بحث نکنید.
7. هیچ فعلی که با بن آیندهی “خواه” صرف میشود،بدون ذکر کلمهی “انشالله” نگویید. ربطی به آنچه که فکرمیکنید ندارد.
8. وقت اذان هرچندتا مهمانخارجی هم که داشتهباشید، جورابهایتان را بهشدت درآورید. دمپایی بپوشید و بروید وضوبگیرید. یادتانباشد که آبوضو را خشکنکنید، که مستحباست خودش خشکشود. مهمانانتان که از فرط خجالت دست و پایشان را جمعکردند که بروند، اگر مسلمانند که با همان دستخیس با آنها دستبدهید و اگر مسلمان نیستند، دستندهید چراکه نجس میشوید، همینطوری از پشت میزتان با آنها بایبای کنید.
9. اشکالیندارد که شما با مهمانانهای خارجی خانم دستبدهید. ولی خدا آنروز را نیاورد که کارمندخانم شما بخواهد با مهمانخارجی مرد دستبدهد. بدون دخالتدست و بدون آنکه به حرام بیفتید، لچکایشان را در ششش تپانده و ایشان را اخراجفرمایید.
10. در مواردی مشابه این مساله، سایر خانمهای زیردست را بهجلسه دعوت کنید و دروصف منتی که بر سر آنها دارید و آنها را-با وجود حسادتهای ذاتی و مکرذاتی و ناقصعقل بودن ذاتی و فضای شیطانی ایجادکردن ذاتیی که دارند- استخدام کردهاید، سخنرانی مبسوطی ارایهفرمایید.
11. زیاد حمام نکنید. مادرتان راست میگوید، لپهایتان گل میاندازد و مردم هم که چشمندارند یک مدیرخوشگل را بهخودشان ببینند، چشمتان میزنند خدایناکرده.
12. یک قبضه محاسن سیاه و سفید جهت فکرکردن لازمدارید.
13. کارمندان خانمی که استخدام میفرمایید از حسنجمال خدادادی بهرهمند باشند و شما هربار پس از خروج آنها از اتاقتان، در حالیکه دارید عرقتان را خشک میکنید با خود بگویید:” فتبارکالله الاحسن الخالقین.”
14. با کارمندان خود جلسه بگذارید و فقط خودتان صحبتکنید. هر آدمی که سازمخالف زد شلوارش را با حفظ شئوناتاسلامی بهسرش بکشید. هرآدمی که تملقگفت در تایید فرمایشهایش لبخندفرموده و ریشتان را با حرکتدورانی ماساژدهید.
15. اگر کارمندی در یک جلسهیخصوصی اعتراض بهجایی داشت، در پاسخ همانطوری که با یکدست امضا میکنید، با دست دیگر خودتان را بخارانید و مطلقن جوابندهید. اگر افاقهنکرد و اعتراضش ادامهداشت، کلیدتان را در گوشتان فروبرده و مقادیری از تولیدات انبوه گوشتان را بیرونبیاورید و بادقت بهش نگاهکنید. ردخور ندارد. اگر کارمندتان همانجا فیالبداهه و فیالمجلس یکی-دو دهن بالانیاورد، فورن محلکار خود را ترک و به پناهگاه میرود.
16. انگلیسی یادنگیرید. بلاخره یکی از این کارمندهای احمقتان درجلسه موجوداست. وقتشما بسیار از این حرفها مهمتراست. مثال میزنم: وقتی میخواهید به مهمان خارجیتان بگویید که برایش ایمیل میفرستید خیلی راحت بگویید:”سیو جیمیل.” بعد مهمان خارجیتان با چشمانی گردشده به کارمندتان نگاه میکند. کارمندتان در حالیکه به دلایل نامعلومی به خود میپیچدو دایم کفشش را نگاه میکند، برای مهمان توضیح میدهد که شما(درحقیقت یعنی خودش)قراراست برایش ایمیلبفرستید. شما فکرمیکنید که مهمان خارجیتان از اینکه شما کلمهی جیمیل را به کار بردهاید کف کردهاست. شما اصلن نمیدانید جیمیل یعنیچه، فقط فکر میکنید همان ایمیل است، ولی باکلاسش.
17. اخطار میدهم که کامپیوتر یادنگیرید. پیش مهندسانی که با شما جلسه دارند به کارمند از خجالت عرقکردهتان بگویید:”این کاغذا رو روی سیدی با ویندوزت چاپگر کن.” و جوری به مهندسان عالیرتبه نگاه کنید که یعنی:”های عامو! فکرنکنی مو کامپیوتر بلت نیستُما.”
18. کارمندانی خود را به سهدسته تقسیمکنید:
. کارمندان خنگ.
. کارمندان بیآبرو و دعوایی.
. کارمندان کاری.
دیگر کارخاصی نمیخواهد بکنید. کارهای مربوط به کارمندان خنگ و کارمندان بیآبرو را در کازیهی کارمندکاری بچپانید.
19. کارهای محیرالعقول بخواهید. مثلن از کارمندتان بخواهید که در عرض یک ساعت یک گزارش 40 صفحهای تحویل دهد. بعد که با صورت خطخطی و چشمان بهدرآمده گزارش را تحویلداد، بدهیدش به ابویزاده- که برای کنکور آماده میشود و چرکنویس لازم دارد طفلک- که از پشت کاغذها استفاده کند.
20. وقتهایی که کارمندکاری از برابربودن دستمزدش با کارمندهای خنگ و بیآبرو ناراحت است، با ذکر خاطرات خانوادگی و یا خاطرات جنگ خود، اورا مورد تفقدخاص قراردهید.
21. وقتی کارمند کاریتان راهی تیمارستان میشود، آن کارهای تعریفشده برای آن کارمند را بلااستفاده و اسراف در بیتالمال تلقی کرده، آنها را کلن از سیستم کاری خارج کنید.
22. در برابر مدیرعامل هرکاری که ازتان برآمد انجام دهید. تعظیم کنید. دستش را ماچکنید. اگر لبخند زد صورتش را هم ماچکنید. وقت ماچکردن لبهایتان را حتیالامکان غنچهکنید. ماچتان کمی خیسباشد. از حسنجمال و کمالش بگویید. جوری به او نگاهکنید که مهمانان خارجی در مورد روابط پنهانی شما فکرهای بدبدی به ذهنشان بیاید. وقتی از اتاق مدیرعامل بیرون میآیید، دستتان را روی سینهتان بگذارید و با سری خم عقبعقب از در خارجشوید.
و منالله التوفیق
