مسخ.

فیلمی رو تصورکنید که در اون زنی پشت‌ میزی‌کوچک نشسته، توی سالن غذاخوریی که پر از همهمه است.

دور و برش پر از زن‌ها و مردانی است که دارن با هم می‌گن و می خندن.

زن ماهی و باقالی‌پلوش رو خورده.

زن تنهاست.

زن ناگهان متوجه می‌شه که مدت‌هاست که دست‌هاش رو برده زیر مقنعه‌ش، توی موهاش، و تکیه کرده به میز، و داره به بشقاب غذای به‌هم‌ریخته‌ش نگاه‌می‌کنه.

سرماهی مات و مبهوت و با دهانی‌باز رو‌به‌زن فقط نگاه‌می‌کنه.

پوست‌ماهی از هم باز و خالیه و ته دمش آثاری از لزجی چربی‌ماهی دیده می‌شه.

باقالی‌پلو به هم ریخته و چرب و بدرنگه.

روی ترشی- که شمایل یک استفراغ زودرس هضم‌نشده رو داره- کبره بسته.

ظرف‌نوشابه کج افتاده توی بشقاب.

یه دستمال‌کاغذی مچاله هم روی همه‌ی ایناست.

زن متوجه می‌شه که خیلی‌وقته که داشته به این منظره نگاه می‌کرده.

شما فقط تصور کنید که بازیگرزن این فیلم منم.

کارگردان می‌گه اینجا رو باید بخندم، ولی من متن رو یادم رفته و هی به بشقاب ته‌مونده‌ی غذام نگاه می‌کنم.

کارگردان بهم فحش می‌ده.

من به بشقاب‌غذام نگاه می‌کنم.

کارگردان چیزی رو به‌طرفم پرت می‌کنه.

من حتا نگاهم رو بلندنمی‌کنم ببینم چی بوده.

کارگردان مرد و خاکش کردن.

من همین‌جوری زنده ام و دارم به بشقابم نگاه می‌کنم و همه دارن فیلم منو برمی‌دارن.

کاش شما هم فیلمش رو ببینین.

تا کنون 16 نظر داده شده »

  1. لولی گفت

    سلام عزیزم
    این نشانه یک فکر پریشون و مشغوله
    قربونت برم حال این فیلمت کی و کجا نمایش میدن ؟
    دیشب توی حموم تمام مدت به تو فکر میکردم چقدر همه چی عوض شده و همه از هم دور شدن دلم برات خیلی تنگیده

  2. حالا من دلم باقالی پلو خواست، از کجا بیارم، سر ظهر، گرسنه و خسته؟! خوبه حامله نیستم و الا با این فیلم شما الان بچه کج و کوله شده بود! با وجود تمام توصیفات ناجورش باز هم من یک باقالی پلوی خوشمزه با ماهیچه جلوی چشمم ه :)

    راستی شمسی خانوم جون، از بابت این که گفتی از اسمم خوشت می آد، از اون روز هر وقت یادم می افته، یه حس خوبی بهم دست می ده که نیشم باز می شه. ممنون. من هم در این راستا بگم که کلا نوشته های شوخی و جدی شما را خیلی دوست می دارم. گفته بودم قبلا؟

  3. خانمه گفت

    شما مولودرام متن رو ببر بالا من پايه ام هي تكرارت رو هم ببينم .
    يعني اينا مال سند و ساله مونه خواهر ؟؟؟

  4. شراره مامان برديا گفت

    و اينك در جشنواره فيلمهاي كوتاه بازيگر اول نقش زن را معرفي ميكنيم:
    شمسي ي ي ي ي ي ي خاااااااااااااااانوم
    برنده لوح آب زرشك طلايي……….آهاي…كات…كات! ;)

  5. پ.نون گفت

    ولی من از این هنرپیشه یه فیلم دیگه دیدم که اسکار گرفته توش! یه گل‌فروشی غرق گلهای معطر و تازه با قطرات آب که از گلبرگها و برگها می‌چکه، بازیگر معروف با یه دستمال سر در حالی که یه نغمه شاد رو زمزمه می‌کنه بین گلدونا این‌ور اون‌ور می‌ره و جواب مشتریا رو با لبخند در حالی که لپاش گل‌انداخته می‌ده.

    به نظرم اگه چندتا فیلم دیگه تو همین مضمون بازی کنه بدون ترس از کلیشه‌ای شدن هنوز جا داره و آی می‌فروشه.

    این نقشهای ژانر نوآر فرانسه به صورتش نمیاد تو کاراکترش هم نمی‌شینه، باعث بدبختی و مرگ کارگردان هم می‌شه.

  6. ava گفت

    man ham hamishe shamsi khanoom joono too golforooshiye koochik o samimish yadam miad.mesle kartoone BEE kheili doost dashtani.hezar bar ham bebinam golforooshio poshtesh yade shamsi joon miad yadam.

  7. نانی گفت

    من عرووووس ه بی وفائی بودم برات ننه شوهر :( دوسِت دارم هنووووووووز ولی …
    خووووووووووووبی شمسی جونم ؟ دلم برات خیلی تنگ شده بود :*
    یه مدت ه خیلی زیادی نبودم … داشتن آرشیو وب لاگم و میخوندم و نظراش و میدیدم … دلم خواستت :(
    تازشم خیلی دلم میخواد ببینمتتتتت :*
    مواظب خودت باش

  8. نانی گفت

    راستی منو یادت اومد ؟

  9. آتوسا گفت

    دوره آخرالزمان شده. ضعیفه ها فیلم بازی میکنن. زن باید بشینه خونه آشپزیش رو بکنه.

  10. آتوسا گفت

    راستی این توصیفت خیلی زنده بود. فکر کنم تا یه مدت نتونم ماهی و باقالی پلو بخورم.

  11. مدتهاس که نظر گذاشتن برات برام خیلی سخت شده ! ( نه که عادت دارم همه جا به اسلوب دلقک بازی نظر بزارم ؛ محض همون ! )
    نه که هیچ حرفی نداشته باشم ها . دارم ولی یهو خودمو میزارم جای تو میبینم خوب اگه من این منظور رو داشتم و این پست رو نوشتم بعد یکی بیاد برای من اینو بنویسه ؛ حتی با این فرض که بدونم این دلقک میرزا قصدش فقط و فقط تغییر روحیه منه بازم دستم به نوشتن نمیره ……..
    با اینحال با کمال پررویی ! برای این پستت باید بگم که :
    اولندش که مث همیشه ایمی زینگ اند واندر فول اند هرچی خودت فکرشو بکنی ! یعنی جز معدود پستهایی بود که تو این اینترنت وامونده خوندم و حال داد ! حال دادنی ! البته بدون اغراق اینم بگم که عموما ایده ها و طرز نگارشت به من میچسبه ولی این ایده ات جز ناب ترین هاش بود !میدونی که ؟ منم میشناسی! زیاد اهل مجیز گفتن و به اصطلاح بی تربیتیش ! برق انداختن ! نیستم ( شرمنده نمیشد دیگه ! ) ولی در یک کلام دوستت دارم کمپلت ! یا بقول یه بدبختی کمپلکس !
    دومندش یه چیزی بگم نمیزنی ؟ میگم …………. باقالی پلو رو که با ماهی نمیخورن ! چرا برا شما باقالی پلو بود ؟ احیانا سبزی پلو نباید باشه ؟ از شما که شمسی خانومی و کدبانو و یه محل رو روی یه سر انگشت کدبانو گریت میچرخونی بعید بود !

  12. رها گفت

    از بد بودن منظره ی بشقابه که دیالوگت رو یادت رفته یا از سخت بودن دیالوگه که به بشقابت خیره شدی؟ هر چی که هست یادت باشه که محتویات تو بشقاب رو خوردی!

  13. کامنت گذاشتن برای شما سخت می باشد.ما اتفاقی سر از اینجا در آوردیم و چقدر خوشمان آمد.آخر ما هم مثل شما زنیم و گاه وقتی هم جلوی دوربین هایی که هیچ کس نمی بیند بازی می کنیم.پست هایتان را می خوانیم خوش خوشک.مثل خوردن چای داغ سر صبح.
    در این هوای ابری عجیب می چسبد!

  14. شراره مامان برديا گفت

    http://www.rashin-art.com
    يه هديه ناقابل…ميدونم ديده بوديش ولي خب ديگه
    حساب ما، ماورائي ها كاملاً جداس ;)

  15. خانمه گفت

    كجايي شمسي جون ؟؟؟ :((

  16. شمسی جان فکر کنم واسه پستت نکته انحرافی گذاشته بودی آره ؟ نکته انحرافیشم اینجاست که ببینم اصلا مگه کسی ماهی رو با باقالی پلو می خوره ؟ ماهی رو با سبزی پلو می خورن .

RSS feed for comments on this post · آدرس دنبالک

یک نظر بنویسید