یکی دیگه از خواص مهم من اینه که معمولن در حال سقوطآزاد از اطراف پشت بوم هستم و کلن تعادل خاصی در من برقرار نیست و امروز اگر از چیزی خوشم بیاد ممکنه که فردا کاملن ازش بدم بیاد و بالعکس.
بیربط- دوباره اومدم پست اضافهکنم و دیدم که هیشکی برام کامنت نذاشته. از استقبالی که در کامنتها میبینم و از آنجایی که معتقدم حرفنزدن هم یکجور حرفزدنه و نیز با هوش و فراستی که در وجود خودم نبوغیزه فرمودهام، به دو نکتهی شایانتوجه و حایزاهمیت پی میبرم:
1. شایانتوجه: کلن مخاطبین دارند فکرمیکنند که بیکار که نیستن که در مورد خصلتای نیک شمسیخانوم نظربدن، یا اینکه دارن پیش خودشون میگن:”ولمون کن بابا! این هم چه از خودش متشکر شده…”، یا یهچیزی در حدود و اندازههای همین مایههای خصلتهای شمسیخانوم رو به دمپاییمبال گیری .
2. حایزاهمیت: کسی نمیخونه اصلن، که بخواد براش تره خرد کنه.
رفتم سروقت کنتوروبلاگ، عدد انداخته بود بیشتر از صفر حتا(!). پس حایز اهمیتش رو میگیرم به دمپایی مبالم و میچسبم به همون شایانتوجه. لذاعرض میکنم که شرمنده! انگاری الان در حال سقوطآزاد در وادی خودشناسی و انشالله لابد بعدش خداشناسی هستم. دست خودم که نیست، “کل گلوجودم رو با بیلچهی باریبههرجهت بیلزدن.”
توصیهیاخلاقی- اون جملهی توی گیومه به درد پشت کامیون میخورهها. قابلتوجه رانندگان زحمتکش ترانزیت آستارا- باکو و گرگان-بندرعباس، به ویژه رانندگانی که میخوان به صاحبکار اعلام کنن که خوشندارند هر دفعه یهجور باربزنن. کار باهاس تنوع داشته باشه.
پینوشت- اینم خوبه: “خراب رفیقتم مادر” قابلتوجه اونهایی که مادرشون سر پیری و معرکهگیری هم بعله، جهت تبلیغ مشتریمداری در بازارهای بینالمللی.