راستش را بخواهید امروز ما هنگام روزنامهخواندن در دستشویی ناگهان به اینمساله پیبردیم که عجب! چقدر ما با همین هیکلمان بلانسبت، میتوانیم بر خود بغَرّیم* که گاهی وجداناجتماعی داریم ها. مخصوصن آن وقتهایی که اعصابمان طبقمعمول به سایر اعضایمان گره نخوردهباشد، وقتهایی که یادمان رفته باشد که چه مردمانعجیبی در اطراف ما میزیند، وقتهایی که همینجوری برای دلخودمان خوابنما شدهباشیم و حالمان خوب باشد، وقتهایی که کتاب آنتونیرابینز خواندهباشیم لابد و سایر اوقات هشیاریمان در شبانهروز. خواب را هم مطمئن نیستیم که دیگر در عالم خواب اختیار زار و زندگیمان پاک از کف میرود و برای خودمان اسبخوشحالی میشویم، افسارگسیخته، که چهارنعل در نقاشیهایمان که هرگز نکشیدهایمشان میتازیم، بیعقل، کف بردهان آورده و سرخوش. گاهی برای تنوع در چمن غلت هم میزنیم (که معمولن با سقوط از تختخواب ختم به خیر میگردد). بنابراین گفتیم این کشف خود را در وبلاگمان بنویسیم که آیندگان بدانند که حمل بر خوستایی نباشد، فخرعالمامکان و بزرگامردی که ما بودیم. حالا مرد نبودیم که نبودیم، به کسی چهمربوط؟
*: غرّه شویم.
قزن قلفی گفت
حالا چیکار کردی بودی مادر که اینهمه باکس باکس برا خودت و هیکلت نوشابه وا کردی ؟
آتوسا گفت
فکر میکنم باید واقعا بغریم. به بچگی و جوونی و حالمون که نگاه کنی میبینی که همین لبخندی که میزنیم غره شدن داره!!!!
شراره مامان برديا گفت
آهان يعني ايتز نان آف يور بيزنس!!!! ;) :)
ننه گلي گفت
سلام شمسي خانوم جون
ما هم عجيب مفتخريم كه اجازه داريم گذري در وب شما سربزنيم
ایرانی نامه گفت
شیر زن
ایرانی نامه گفت
شیر زن
طنز متفاوت گفت
خوش به حالت که من در همان دستشویی هم روزنامه نمی خوانم!
خانمه گفت
احوال شمسي خانم جون ؟
خوبي خواهر ؟
ايام به كام :)
لولی گفت
سلام عزیزم
خوبی قربونت برم ؟ من که به سلامتی دارم به لقا ا… نزدیک میشم یک هفته است آنفولانزا گرفتم و خوب نمیشم تمام دماغ و دهنم تبخال زده دماغم که قد یک سیب زمینی شده البته قبلش هم بود الان سایزش بزرگتر شده
تو رو خدا بیا بنویس .می دونم که حوصله نداری ولی بیا باشه
حال بیا جلو بوست کنم ها ها ها دیدی گول خوردی آنفولانزا گرفتی
دلم برات خیلی تنگ شده
ava گفت
afarin be in shamsi joon o vejdane ejtemaish.