تعجب میکنم از اینهمه یخ و خالیی که هستم.
و اینروزا که این همه یخ و خالیم، خانومی که شوما باشی، هی میای کف من با دوستت دیت میذاری و زیر بغلش رو میگیری و اسکیت میکنی. تو رو خدا اینهمه تعارف نکن، نه بهخدا، چه مسالهای باشه، خطهایی که میندازی روی این یخا، با دوتا برف و خورشید دیگه صاف میشه. وقتی هم روی یخ سر میخوری و میری توی هوا و “دامب”با ماتحت فرودمیای هم هی برنگرد و معذرتخواهی کن، فدایسرت، والله بهخدا. چرا هی توضیح میدی که درحقیقت نمیخوای روی یخام پاتیناژ کنی و خالیبودنم رو وجب کنی؟ چهکار دارم؟ بیکارم؟ الان هم اگه هی نیگاتون میکنم، واسه اینه که یهو یادم اومده که من خاک نیستم و آدمم و یخزدنم اقتضای فصل نیست و خودم خواستم یخبزنم و الان هم گویا -بخوره به تخته- دارم زنده و گرم میشم چلهی زمستونی و ممکنه که یخام برخلاف پیشبینیهای اداره هواشناسی آب شه و شوما یهو ببینی که ای دلغافل، یخم شکسته و تو هم غرقشدی و مُردیدی. گفتم از حالا بگم بعدن حرفی پیش نیاد و اگه توی من خفهشدی، گلهگذاریی نباشه که بهخدا حوصلهی حرف و حدیثهای بعدی فک و فامیلت رو ندارم. دیه هم نمیدم و هرچی هم اون جنازهی یخزدهت رو شاهد دادگاه کنی، حتا نمیتونی لنگهدمپایی مبالم رو بخوری. والله. گفته باشم.
پ.نون گفت
حالا تو کدومیکیشونی؟ میخوام حواسمو جمع کنم مظلمه به گردن نگیری!
ava گفت
shamsi joon zoodtar ab sho engari ye kam asabani hastiya!!!!!!!!
شمسی خانوم پاسخ گو گفت
پ. نون: کدوم یکی چی؟ فهمم یه کم نم کشیده سر صبحی.
آوا: عصبانی؟ نه بابا! یه کم سگ اخلاقم فقط و دو سه تا پاچه هم بیشتر نگرفتم.
قزن قلفی گفت
کدوم بیچاره ایه که باهاش چپ افتادی ؟ معلوم نیست کی رو اعصابت پاتناژ رفته سر صبحی ؟ بزن با جارو بیرونشون کن خواهر …….. والا …..
پ.نون گفت
کدومیکی دریاچه؟ باید بدونم کدومشونی که نیام کفت پاتیناژ کنم :)